X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1389

معرفی اقتصادبین المللی مربوط به سمستر سوم پوهنحی اقتصاد هرات .



معرفی اقتصادبین المللی

 

 

         اهمیت روابط اقتصادبین المللی‌: اگر یکبار باطراف خود بدقت نظر اندازیم خواهیم دید که بسیاری اجناسی را که مصرف مینمایم و یا منحیث وسایل تولید بکار میبریم اجناسی اند که از ممالک دیگر وارد میشوند.

         بهر اندازه که یک مملکت کوچکتر و عقب مانده تر باشد تعداد این اجناس وارداتی ضروریتر میباشند . درعین زمان در چنین مملکتی در دوران بحرانات سیاسی وابستگی به خارج زیاد تر میگردد.

         در اقتصاد این وابستگی را از روی نسبت واردات بر تولید ناخالص ملی میتوان دریافت کرد.مثلا این نسبت در ایالات متحده امریکا در سال 1990 معادل 9% .در جرمنی 21% در سویدن 29% در ناروی 31%. در کوریا جنوبی 40 % بوده است.

         به این صورت دیده میشود که وابستگی تجارتی یک خاصیت عمده اقتصاد بین المللی را ساخته که بدون این روابط تولید اجناس باکیفیت و با تکنالوژی بالا به مشکلات  مواجه میشود. و در بعضی ممالک دیگر مشکلات حیاتی و قحطی پیدا خواهد شد.

 

دلایلی که اقتصاد بین المللی را موضوع مربوط به خودش را میدهد

 

         موجودیت نظام های سیاسی اجتماعی واقتصادی مختلف:هر کشور نظربه شرایط خاص خود قوانین ومقررات وضع مینمایدو به اینصورت تبعیضات در تولید و تجارت و توزیع به عمل آمده با وجودیکه کوشش میشود این تبعضات کم گردند. اما با آنهم باقی است. مانند قوانین گمرکی  وضع تعرفه های صادراتی و اکثرا وارداتی  تعین سهمیه ها کنترول قیم وبازارها قدرت اتحادیه های کارگری و اتحادیه های مصرف کننده گان چگونگی خریداری دولت ها همه عواملی اند که تجارت بین المللی را متاثر میسازند.

مقرره شرط اکثریت سرمایه داخلی 51% در سرمایگذاری ها ، تعین چگونگی انتقال مفاد واصل سرمایه ، قیود بر صادرات تکنالوژی پیشرفته ، ایجاد موانع مقابل مهاجرت ها همه تدابیری اند که در شرایط خاص محیط اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی گرفته میشوند. انتقال عوامل تولید را از یک مملکت به ممالک دیگر ویا برعکس آن متاثر میسازد. لهذا برای درک اثرات چنین قیودات نظریه عمومی اقتصادی به تنهایی کافی نبوده بلکه باید مورد بحث و تحلیل نظری رشته اقتصاد بین المللی قرار گیرند.

 

موجودیت پول های مختلف در جهان

 

         نرخ تبادله: از انجایکه نشر پول واداره آن امتیازی است که از سلطه سیاسی و قدرت یک دولت نماینده گی میکند . هرمملکت پول خودرا نشر کرده و سیاست های پولی موافق به شرایط اقتصادی خودرا رویدست میگیرد. فلهذا موجودیت پول های مختلف ایجاب مینماید که یک نسبت تبادلوی بین پول های مذکور بوجود آید.

         سیستم Britton woods: این سیستم که بمنظور کاهش مشکلات دربازار اسعارو تبادله و تجارت بین سال1947و1971 بوجود آ مد که در آن دالر بحیث پول بین المللی قبول شد و تمام پولهای دیگرمقابل دالریک ارزش معین در  حدود ثابت داشت که این موضوع به دالر موقعیت خاص داد و به امریکا یک چانس مساعد را عرضه داشت.سیاست های پولی ومالی امریکا نه تنها اقتصاد خود مملکت بلکه اقتصادجهانی را متاثر و اقتصاد سایر ممالک رابسیار متضرر ساخت. ازین جهت بعد از 1971این سیستم جای خود را به سیستم تبادله نوسانی داد .

         سیستم تبادلوی نوسانی :نیز باعث ضرر معامله داران و ایجاد عدم یقین در ساحه تجارت بین المللی مشید . بعد از 1973 سیستم جدید تبادله و یا تسعیر بوجود .که در آن ارزش پول های ممالک دیگر به یک سبد اسعار که مشتمل بر یک تعداد اسعار قوی بود سنجیده میشد.

         صندوق وجهی بین المللی پول: برای رفع مشکلات سییالیت در جهان حق بر داشت مخصوص را که ارزش هر واحد آن در ابتدا معادل یک دالر و فعلا 1.2 دالر امریکایی  میباشد  خلق نمود.اما هنوز هم مسئله سیستم پولی بین المللی یک مشکل مهم در اقتصاد بین المللی است

 

 

 

ساختمان اقتصادی و تجهیز عوامل تولید

 

میدانیم که عوامل تولید در بین ممالک مختلفه جهان بصورت مساویانه توزیع نگردیده اند.نه تنها ازنگاه کمیت بلکه از نگاه کیفیت بسیار متفاوت میباشد.این اختلاف به ممالک امکانات تولید اجناس متفاوت را از نگاه نوعیت ،مقدارومصارف تمام شد داده است. 

 

سیاست های ملی متفاوت

 

         گفته میشود که روش های سیاسی ممالک بنیان اقتصادی دارند، یعنی روابط اقتصادی بین المللی سمت و نوع سیاست بین المللی را هم متاثر میسازد. چنانچه تا قبل از بین رفتن اتحادشوروی نظرباختلاف سیاست و ایدیولوژی جهان غرب روابط اقتصادی محدودی با بلاک کمونستی داشت.

         پس در حالیکه درساحه ملی سیاست دولت چگونگی شرایط  اقتصادی را تعین میکند دراقتصاد بین المللی سیاست های ممالک دیگر بر وضع اقتصادی یک مملکت از طریق انتقالات عوامل تولید موثر است. 

 

عوامل بنیادی در روابط اقتصاد بین المللی

 

قبلا عواملی را متذکر شدیم که ضرورت مطالعه اقتصادبین المللی را به حیث یک رشته خاص اقتصادی در چوکات علم اقتصاد روشن ساخت، ولی درینجا برعوامل خاصیکه  بنیاد روابط اقتصاد بین المللی را میسازند تمرکز مینمایم که عبارت اند از:

 

1-اختراعات و اکتشافات

 

         اختراعات و اکتشافات: اختراعات جدید مخصوصا در ساحه ارتباطات و حمل ونقل در یایی و خطوط آهن قدرت استفاده وی دولت ها را بیشتر ساخته است. این وسایل جدید نه تنها اموال اجناس و اشخاص را از ممالک دورتر به هسته انکشاف ارتباط میدهد بلکه در عین زمان موجب پخش ذهنیت های رفاهی که متکی به بهبود وضع مادی است  گردیده.

         گسترش اختراعات: اختراعات و پیشرفت های تخنیکی دیگر در یک ساحه محدود نگردیده بلکه به ساحات وسیعتر انتشاریافته و هر آن هسته های انکشافی وسیعترمیگردند.

         توسعه: ایجاب ازدیاد مبادله اجناس دانش مهارت ها و تخنیک ها را مینماید.

 

2-ازدیاد نفوس واز بین رفتن اقتصاد معیشیتی

 

         پیشرفت علم طب: بعد از انقلاب صنعتی ومخصوصا دراوخر قرن 19با پیشرفت علم طب و کاهش مرگ و میر نفوس جهان به سرعت افزایش یافت.

         ازبین رفتن اقتصاد معیشیتی : از بین رفتن اقتصاد میعشیتی و هجوم نفوس به شهر ها تعداد کارگران افزایش یافته و مزد های پایین سبب تقلیل مصارف گردید .

         ایجاد بازار های جدید: افزایش تولید سبب گسترش بازار های جدید در دو بخش تهیه و فروش گردید.

 

3-ازدیاد فلزات نجیبه و نقش پول

 

         اکتشافات جغرافیایی وورود طلا ونقره(پول مروج آن وقت):در بعضی ممالک اثرات انفلاسیونی را بوجود آورد، ولی ازدیاد قیم اساساً باعث تشویق تولید گردیده و حالت تحت استخدام را در چنین اقتصاد های ملی ازدیاد تولید را مساعد ساخت.

         بازاریابی برای فروش تولیدات و تهیه مواد خام: بازاریابی برای فروش تولیدات و تهیه مواد خام ازخارج سیاست مداران را  وادار میسازد تا در آن طرف مرز های شان ارتباط اقتصادی بر قرار سازند.

 

 

4- ظهور طبقه سرمایدار( متشبث)

 

         گسترش بازار ها: گسترش بازارهای تهیه و فروش موجب تقویه ذهنیت نفع جویی و پیدا شدن طبقه متشبث گردید.

         تغیر ساختمان مصرفی: تغییر ساختمان مصرفی مستهلکین با استفاده از اشتهارات و گسترش دامنه مفاد متشبثین.

 

جدایی طبقه متشبث از سرمایدار: انکشاف سریع صنایع ،اختراعات روزافزون،اصلاح سیستم بانکی و پولی، پیدا شدن بازار های پول، قرضه و سرمایه و ایجابات سرمایوی روز افزون تصدیها سبب تمایز بین سرمایدار و متشبث گردید ولی سرمایدار همچنان حاکم بر تولید و فعالیت های اقتصادی باقی ماند.

 

5- عقاید فلسفی بحیث زیر بنا عقاید اقتصادی

 

طرز تفکر آزادی فعالیت های اقتصادی وغیر مجاز دانستن مداخله حکومت ها دراقتصاد و عقیده به رهبری فعالیت های اقتصادی توسط دست نا مرئی در یک نظام طبیعی به اساس میکانیزم قیمت رقابت ونفع شخصی زیر بنای انکشاف اقتصادی را بوجود آورد. طبق این عقیده باید هیچ مداخله دراقتصاد رخ ندهد  زیرا اقتصاد خودش را اداره میکند.

 

         تقسیم کار و ایجاد تخصص اگر هرکس به شغلی اشتغال ورزد که بیشترین کفایت و مولدیت را دارا باشد و یا هر منطقه جهان به تولیدی اختصاص داده شود که با شرایط اقتصادی موجود بلندترین مولدیت و کمترین مصارف را دارا باشد.

 

6- پیداشدن اقتصاد های قوی وترس از رکود

 

         خطر تقلیل تقاضا ورکود اقتصادی  کشور های پیشرفته بعد از جنگ جهانی اول ومخصوصا بحران 1929-1933 دارای استخدام نسبتا کامل شده بودند و هر آن خوف آن میرفت که از ناحیه تقلیل تقاضا رکود اقتصادی بوجود آید.

         کمبود عرضه و افزایش نفوس از طرف دیگر در ممالک روبانکشاف از سبب افزایش نفوس قلت عرضه به مشاهده میرسید. برای جلوگیری از انحطاط سیستم و نسبت رقابت های ایدیولوژیکی مطالعات عمیقتری در ساحه اقتصادبین المللی شروع گردید. 

 

 

فصل دوم
مسایل و مفاهیم اساسی اقتصاد بین المللی
 1- روابط تجارت بین المللی
2-روابط مالی بین المللی

 

         باز بودن مارکیت اجناس و مارکیت های مالی:به منظور درک بهترموضوع فرض میکنیم که اقتصاد بسته بوده و با متباقی کشور های جهان تاثیر متقابل ندارد. ولی دانستن مفهوم آزادی اقتصاد کل موضوع بحث ما میباشد.

 

         1- باز بودن مارکیت های اجناس: باز بودن مارکیت های اجناس عبارت از توانایی مصرف کنندگان و تصدی ها در مورد انتخاب اجناس داخلی و اجناس خارجی میباشد.

         محدودیت در انتخاب:درهیچ کشوری این انتخاب بصورت کامل و خالی از محدودیت نمیباشد. حتی در کشور هبی که به تجارت آزاد بیشتر هم متعهد اند، باز هم دارای تعرفه ها، مالیات ها بالای اجناس وارداتی ،سهمیه ها بوده و دارای محدودیت ها در رابط به مقدار اجناس وارداتی نیز میباشند.

در عین وقت در بسیاری ممالک جهان تعرفه به طور اوسط پایی بوده و رو به پایین رفتن است.

         2- باز بودن مارکیت های مالی: باز بودن مارکیت عبارت از توانایی سرمایگذار مالی در انتخاب دارایی های مالی داخلی ودارایی های مالی خازجی میباشد.

تا هنوز هم حتی در بعضی کشور های ثروتمند جهان هم کنترول سرمایه موجود بوده ولی رو به کاهش است.

         3- باز بودن مارکیت های عوامل تولید:باز بودن مارکیت های عوامل تولید عبازت از توانایی تصدی ها و صاحبان عوامل در انتخاب محل فعالیت میباشد.

         مصارف ثایین تولید:کمپنی های بزرگ چندین ملیتی در جهان فعالیت تولیدی خود را در چندین کشور گسترش میدهند تا از پایین بودن مصارف تولید ی درآن مناطیق مفاد بدست آورند.

         جلوگیری از مهاجرت ها: مهاجرت از کشور های دارای مزد پایین به کشور های دیگر جهان یکی از مسایل سیاسی داغ در شرایط فعلی میباشد

 

انتخاب بین اجناس داخلی و خارجی

 

         1-تصمیم مصرف کننده: مصرف کننده میتواند بودجه خویش را درمصرف کالا طور دلخواه و مطبق نیاز خویش مصرف یا پس انداز کند.

اما زمانیکه مارکیت های  اجناس باز باشد مصرف کننده به تصمیم دیگری رو برو میشود :که  انتخاب اجناس داخلی و خارجی میباشد.

نسبت قیمت اجناس:عامل اساسی در تصمیم دومی عبارت از قیمت اجناس  اجناس خارجی نسبت به اجناس میباشد.که ما این قیمت نسبی را نرختبادله حقیقی می نامیم.

 

         نرخ تبادله اسمی

         نرخ تبادله حقیقی

 

         نرخ تبادله اسمیNominal exchange rate:نرخ تبادله اسمی بین اسعار مختلف میتواند بدوشکل بیان گردد.

1-قیمت پول داخلی در برابر اسعا خارجی:درینصورت قیمت پول کشور مادر در مقابل سایر اسعار بیان میشود.مثلا قیمت افغانی در برابر اسعار دیگر.

2- قیمت اسعار خارجی در برابرپول داخلی:درینصورت قیمت اسعار خارجی در برابر پول داخلی بیان میشود.مثلا قیمت دالر در مقابل افغانی.

         تعییر در نرخ تبادله اسمی:نرخ تبادله اسمی بین اسعار مختلف هر لحظه و هرآن  تغییر میباشدکه این تغییرات را افزایش ارزش اسمی یا کاهش ارزش اسمی مینامند.

         افزایش ارزشAppreciation)):عبارت از افزایش ارزش پول داخلی در برابر اسعار خارجی میباشد.

         کاهش ارزش(Depreciation):عبارت از کاهش ارزش لا نزول ارزش پول داخلی در برابر اسعار خارجی میباشد.

مثلااگر ارزش افغانی را در برابر دالر در نظر بگریم درینصورت:

 

افزایش ارزش افغانی

قیمت افغانی در برابر دالر افزایش میابد

بالمقابل ارزش دالر در برابر افغانی کاهش میابد

بالمقابل نرخ تبادله در برابر افغانی کاهش میابد.

 

کاهش ارزش افغانی

قیمت افغانی در برابر دالر  کاهش میابد

بامقابل ارزش دالر در برابر افغانی افزایش میابد

نرخ تبادله در برابر افغانی افزایش میابد.

بالاخره نتیجه میشود که افزایش ارزش باعث کاهش نرخ تبادله میگرددو کاهش ارزش باعث افزایش نرخ تبادله میشود.

         اصطلاحات Revaluation and Devaluation  زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که سیاست نرخ تبادله ثابت بین اسعارمختلف موجود باشد.

         Revaluation عبارت از افزایش ارزش پول داخلی در برابر پول خارجی میباشد.

         Devaluation عبارت از کاهش ارزش پول داخلی در برابر پول خارجی میباشد.

         نرخ تبادله حقیقیReal exchange rate: عبارت از نسبت قیمت اجناس خارجی بر قیمت اجناس داخلی میباشد.طوریکه اگرخواسته قیمت دو کالا رابین دو کشور مقیسه کنیم.

اولا  :قیمت کالا خاری را با نرخ تبدله اسمی ضرب مینمایم.

ثانیا : نسبت یا ضریب قیمت را از نسبت قیمت کالا خارجی بر قیمت داخلی بدست میاوریم.

فورمول                              EP*/P

که در آن E نرخ تبادله اسمی

P* قیمت خارجی و P قیمت داخلی میباشد.

مثلا اگر قیمت موتر بنز در جرمنی 50000 یورو و قیمت  موترکادیلاک در امریکا 60000 دالر و نرخ تبادله 1.40 باشد درینصورت ضریب قیمت  تبادله مساویست به            60000/ 50000*1.40

         برای عمومیت بخشیدن تبادله حقیقی از شاخص قیمت یاprice index استفاده میشود.

         Price Index:عبارت ازقیمت یک سیت یا یک تعداد از اجناس کارتمام یا خدمات تولید شده در اقتصاد میباشد.

Price Index=p*. E/P                  

         تغییر نرخ تبادله دو جانبه به نرخ تبادله چندین جانبه.

         نرخ تبادله دوجانبه (Bilateral exchange rate):این نرخ تبادله،نرخ تبادله حقیقی را بین دوکشور نشان میدهد .مانند نرخ تبادله بین افغانستان و ایران ویا نرخ تبادله ایالات متحده و انگلستان.

         نرخ تبادله چندین جانبه(Multilateral exchange rate):

نرخ تبادله چندین جانبه نرخ تبادله حقیقی را بین چندین کشورشریک تجارتی نشان میدهد.و عبارت از اوسط قیمت اجناس خارجی نسبت به اجناس داخلی میباشد.

برای اندازه نمودن نرخ تبادله چندین جانبه باید اوسط قیمت اجناس داخلی  نسبت اجناس شرکای تجارتی کشور مورد نظر محاسبه شود،پس م باید سهم تجارتی کشور مذکور با هر شریک تجارتی دیگر آن بحیث یک معیار استفاده شود،که باین ترتیب میتوانیم بابکار بردن سهم صادرات یک نرخ تبادله حقیقی را برای صادرات ، و بابکار بردن سهم واردات یک نرخ تبادله حقیقی را برای واردات محاسبه نمایم .

ولی اقتصاد دانان معمولا نمیخواهند دو نرخ تبادله را حفظ کنند ،لهذا آنها بصورت نمونه یک نرخ تبادله را مورد استفاده قرار میدهند که اوسط سهم صادرات و واردات را در بر دارد.  

         تغییرنرخ تبادله چندین جانبه: این نرخ تبادله مانند نرخ تبادله حقیقی در تحول بوده ،طوریکه اساس آن تحول در نرخ تبادله اسمی میباشد که بصورت برجسته به نام های مختلف یاد گردیده است.

         نرخ تبادله چندین جانبه وآزادی درمارکیت های مالی:این آزادی به سرما یگداران اجازه میدهد تا هردو،یعنی دارایی های وخارجی را نکهدارندو دارایی های خودرا متنوع سازند،و در مورد تغییرات میزان ربح خارجی در برابرمیزان ربح خارجی فکر کنند.

         حجم معاملات در مارکیت های مالی: حجم معاملات در بازار های  مالی نه تنها زیاد است بلکه سریعا افزایش میابد.زیرا این آزادی بکشور اجازه میدهد تا کسر تجارت و مازاد تجارت خودرا اداره کند.

         بیلانس تادیات: (Balance of payment)عبارت ازیک  جدولی  است که مجموعه  حسابات و معاملات یک کشور را با ممالک دیگر جهان که درنتیجه جریان تجارت کالا ها و جریان های مالی صورت میگیرند نشان میدهد.

این جدول دارای دو بخش بوده که عبارت از حساب جاری و حساب سرمایه میباشد و توسط یک خط از هم جدا گردیده اند.  معاملات مربوط هر بخش بطرف بالا و پایین از خط قرار دارند.

 

         1- حساب جاری

         2- حساب سرمایه

 

         حساب جاری: مجموعه تادیات به ممالک دیگر جهان و ازممالک دیگرجهان بنام بیلانس حساب جاری یاد میگردد.

         در خط اول ،صادرات و واردات اجناس وخدمات ثبت میگردد،طوریکه صادرات منجر به تادیات از ممالک دیگر جهان میگردد و واردات منجر به تادیات به ممالک دیگر جهان میشود.

         اگر تادیات خالص از ممالک دیگر جهان مثبت باشد درآن صورت کشور دارای مازاد حساب جاری میباشد و اگر تادیات خالص منفی باشد  کشور دارای کسر حساب جاری میباشد.

         ارقام به ملیارد دالر

     صادرات                      1004

     واردات                       1352

     تعادل تجارت                               348-

   دریافت عوایدسرمایگذاری    293

  پرداخت عواید سرمایگداری   312

  خالص عواید سرمایگداری                    19 –

  دریافت انتقالات خالص                       50

  تعادل حساب جاری                           417-

    افزایش در نگهداری دارایی های داخلی درخارج         895

     افزایش در نگهداری دارایی خارجی در داخل            439-

    تعادل در بیلانس سرمایه                                               456

   توضیع احصاحیه                                  39-

         حساب سرمایه:این حساب جریان خالص سرمایه را نشان میدهد.

 

 

انتخاب بین دارایی های داخلی ودارایی های خارجی

 

         آزادی مارکیت های مالی دلالت برین دارد که سرمایگذاران مالی با یک چلنچ مالی جدید روبرو میشوند که آیا دارایی های مالی داخلی را با خود نگهدارند یا دارایی مالی خارجی را.

درینجا موضوع طوری بنظر میرسد که در حقیقت ما باید به دو چلنچ جدید فکر کنبم.

 1- نگهداری پول داخلیی دربرابر پول خارجی

 2- نگهداری دارایی های ربح پرداز داخلی در برابر دارایی های ربح پرداز خارجی

البته موضوع مربوط به هدف  شخص میباشد.

طوریکه میدانیم افراد پول را غرض انجام معاملات نگهداری میکنند.مثلا شخصی که در ایالات متحده زندگی میکند و معاملات آن بیشتر یا کلاًً به دالر انجام میشود باید دالر نگهدارد .

ولی اگر هدف استفاده، نگهداری دارایی های خارجی باشد ، درنصورت نگهداری اسعار خارجی نسبت به نگهداری اسناد بهادار خارجی که ربح می پردازد کمتر قابل استدعا میباشد. در ینصورت سرمایگدار با یک انتخاب جدید دیگر روبرو میشود که عبارت از انتخاب بین دارایی ربح پرداز داخلی ودارایی ربح پرداز خارجی میباشد.

         مثال:فرض میشود شما تصمیم دارید تا اسناد یک ساله ایالات متحده را نگهدارید. اگر It نرخ ربح اسمی  در us باشد . پس شما در برابر هر دالری که در اسناد ایالات متحده میگذارید سال بعد ی آن (1+i)ربح بدست خواهید آورد.

         ولی اگر فرض شود که شما تصمیم دارید تا درعوض،اسناد قرضه انگلستان را نگهداری نمایید. درینصورت جهت خریداری اسناد مذکور اول باید شما پوند خریداری نمایید و اگر Et نرخ تبادله اسمی بین دالر و پوند باشد پس شما دربدل هر دالر خود 1/Et پوند بدست میاورید واگر it* نرخ ربح اسمی بالای اوراق قرضه انگلستان را نشان دهد در سال بعد شما مقدار*(1+i) 1/Et) (  پوند بدست خواهید آورد.

         در نهایت شما نا گزیر پوند های دریافتی را به دالر تبدیل نمایید. ولی اگر توقع داشته باشید که در سال بعد نرخ تبادله بین دالر وپوند (Et+1^e)باشد ،پس شما در بدل هردالر سرمایگذاری شده خود  (1+it*)(1/Et)Et+1^e  دالر بدست خوهید آورد.

         یعنی در قسمت سیالیت اسناد قرضه انگلستان در برابراسناد قرضه امریکا شما نمیتوانید تنها به نرخ ربح انگلستان و نرخ ربح امریکا توجه نمایید بلکه باید به نرخ تبادله اسمی بین دالر و پوند توجه نمایید.

         اگر قرار باشد که اسناد قرضه انگلستان و اسناد قرضه امریکا نگهداری شود هردو باید دارایی عین نرخ بازدهی پیش بینی شده باشند.(E i ê)(I+ it)              I+ it=(1/Et)

         باترتیب نمودن مجدد مساوات فوق داریم که

I+it =(I+it*)(Etê+1/Et)              

مساوات فوق بنام رابط برابری ربح آشکار(uncovered interest parity) یاد میشود.

سر مایگذاران بنا به دو دلیل اسناد قرضه دارای بلندترین نرخ بازدهی پیش بینی شده را نگهداری میکنند:

1- رفتن به اسناد قرضه UK  و رفتن از اسناد قرضه UK به سه معامله جداگانه دیگر مصارف معامله را بلند میبرد.

2-از بین بردن خطر(نا معین بودن نرخ تبادله)ولی این مشخصه نسبت تحولات سرمایه درمیان ماکیت های بزرگ مالی جهان درست به نظر نمیرسد،زیرا  تغییراندکی درنرخ تبادله باعث انتقال ملیونها دالر در ظرف یک دقیقه میگردد      

 

رابطه نرخ ربح و نرخ تبادله در برابری ربح

 

         نرخ ربح ونرخ تبادله:مساوات ذیل رابطه بین نرخ ربح اسمی داخلی و نرخ ربح اسمی خارجی ونرخ پیش بینی شده را نشان میدهد            d + it =  (1+it *) [ 1+ Eet+1-Et / Et  

 

 

 

 

که درآن   نرخ ربح اسمی داخلی و    نرخ ربح خارجی و

کاهش ارزش را نشان میدهد.

 

اگر توقع رفته باشد که قیمت اسعار داخلی بلند رود در آنصورت نتیجه این اصطلاح که عبارت از کاهش ارزش میباشد منفی است.

ولی اگر توقع بر آن باشد که ارزش اسعار داخلی کاهش یابد نتیجه مثبت است.

ولی اگر تفاوت زیاد نباشد این حالت توسط مساوات ذیل نشان داده میشود.

که این رابط بنام رابط اختیاری یا Arbitrage مینامند دلالت برین دارد

که نرخ ربح داخلی بصورت

تخمینی باید مساوی به نرخ ربح

خرجی جمع نرخ کاهش ارزش پیش بینی

اسعار داخلی باشد.

 

 

 

 

 

 

تعریف رابطه اختیاری یا

 

هرگاه کسی اسعار یا اسناد بهادار را از یک بازار خریده و فوراً آنرا در بازار دیگر به منظور استفاده از تفاوت قیمت بفروشد این عمل را Arbitrage گویند.

 

 

تاثیرات رفاهی بازار باز

 

         تعین کنندگان تجارت:درین قسمت ما مارکیت فولاد مورد مطالعه قرار میدهیم.چون مارکیت فولاد جهت ارزیابی مفاد وضرر از تجارت بین المللی بسیار مناسب است زیرا فولاد در چندین  کشور جهان تولید میشود و تجارت جهانی فولاد هم وجود دارد.و از طرف دیگر معولا درین مارکیت طراحان سیاست مارکیت محدودیت های تجارتی را جهت حمایت تولید کنندگان داخلی فولاد از رقبای خارجی پیشنهاد میکنند .

 

حالت تعادل بدون تجارت

 

         منع صادرات و واردات :درین صورت هیچ کس اجازه صادرات و واردات کالا (فولاد)را ندارد.ازین رو درمارکیت صرف خریداران داخلی و فروشندگان داخلی موجود میباشند.

         قیمت :درین بازار قیمت داخلی طوری عیار میگردد، که مقدار تهیه شده توسط فروشندگان داخلی و مقدار تقاصا شده توسط خریداران داخلی بیلانس میشود. طوریکه در شکل ذیل ملاحظ میگردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قیمت جهانی و مزیت نسبی

 

         مزیت نسبی:اگر قیمت داخلی کشور مورد نظر نسبت به قیمت جهانی پایینتر باشد درینصورت کشور مذکور دارایی مزیت نسبی بوده، میتواند کالا مورد نظر را به دیگر کشور ها صادر نماید.قیمت داخلی را در سطح قیمت جهانی افزایش دهد.

         عدم مزیت نسبی: درصورتیکه قیمت داخلی کشور مذکور نسبت به قیمت جهانی بلندتر باشد دریصورت این کشور در تولید کالا یاد شده دارای عدم مزیت نسبی بوده،میتواند با واردات کالا از قیمت پایین جهانی استفاده نماید.و رفاهیت اجتماعی را در کشور افزایش دهد.

 

مقایسه قیمت ها ومزیت نسبی

 

         مقایسه قیمت ها:برای مقایسه قیمت ها در ممالک مختلف جهان لازم است  تا در رابطه به واحداتی توجه شود که نظر به آن قیمت ها بیان میگردد.

مثلا در یک کشور ممکن قیمت ها به دالر و در مملکت دیگر به پول دیگر بیان شود.

ولی قیمت نسبی کالا ها طوری محاسبه میشود که قیمت یک کالا  را  نظر به کالا دیگر محاسبه میکنند. مثلا قیمت گندم نظر به  فولاد.طوریکه اگردر یک کشور قیمت یک تن فولاد 1000$ و قیمت یک تن گندم 200$ باشد، و در مملکت دیگر یک تن فولاد 10000$ ویک تن گندم 1000$ باشد ،قیمت نسبی فولاد در کشورAمساوی است به /200=51000بوری گندم و در کشور دیگرقیمت فولاد مساوی است به /1000=10 10000بوری گندم به این ترتیب دیده میشود که کشور Aدر تولید فولاد مریت نسبی دارد.

 

 

برنده گان وبارنده گان تجارت

 

         فرضیه کوچک بودن اقتصاد:این فرضیه برای محاسبه تاثیرات رفاه اجتماعی تجارت آزاد ازین لحاظ مهم است که عمل کرد های کشور مورد نظر اثر نسبتا مهم بالای مارکیت نداشته و قیمت جهانی بصورت داده شده در نظر گرفته میشود.

         برندگان تجارت:برنده درتجارت بین المللی مصرف کنندگان و یا تولید کننده گان هستند.

 

مفاد وضرر یک کشور صادراتی

 

         قیمت تعادلی قبل از تجارت: درینصورت قیمت تعادلی داخلی قبل از تجارت پایینتر از قیمت خارجی میباشد.یعنی زمانیکه تجارت آزاد اجازه داده شود قیمت داخلی بلند رفته تا مساوی به قیمت جهانی گردد.

         اضافه عرضه:نظر به بلند بودن قیمت داخلی تولید کنندگان داخلی تولید محصول خویش را افزایش داده ولی تقاضا کنندگان داخلی تقاضا خویش را کاهش میدهند.

         وجود اشتراک کننده سومی در مارکیت:دریصورت مقدارعرضه اضافی محصول توسط اشتراک کننده سومی که عبارت از کشور خارجی میباشد تقاضا میشود.یعنی به خارج کشور صادر میشود.

طوریکه در شکل ذیل ملاحظه مینمایم.

 

 

 

 

 

 

 

 


         محور افقی در شکل فوق قیمت جهانی را نشان ارائه نموده وتقاضا به کالا مذکور را از متباقی جهان نشان میدهد.این خط کاملا متغیربوده به خاطرفرضیه کوچک بودن اقتصاد،زیرا این کشور هر چند بخواهد میتواند به قیمت جهانی بفروش برساند.

         ملاحظه مفاد وضررتجارت آزاد:واضع است که همه کس از تجارت ازاد مفاد نمی برد.بلکه تجارت باعث میگردد تا قیمت داخلی به اندازه قیمت جهانی بلند رود.به اینصورت تولید کنندگان نفع میبرند.اما مصرف کنندگان نسبت بلند بودن قیمت داخلی در

 موقعیت خوب قرار نداشته ضرر میکنند. این موضوع توسط ساحه ماذاد مصرف کننده و ساحه ماذاد تولیدکنند در شکل ذیل به خوبی دیده میشود.

 

 

 

 

 

جهانی شدن

 

         جهانی شدن چیست:جهانی شدن از طرف علما و صاحب نظران علوم اجتماعی به گونه های مختلف تعریف گردیده است ،که مهمترین آنها عبارت است از:

         ونترز جهانی شدن را چنین تعریف میکند:جهانی شدن عملیه اجتماعی است درآن قید وبند های جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افگنده از بین میرود و مردم به طور فزاینده از کاهش آن قید و بند ها آگاه میشوند.

 

         رونالد رابنسون یکی دیگر از صاحبنظران عمده جهانی شدن را (را عام شدن خاص وخاص شدن عام میداند) چرا که جنبه های کلان زندگی با وجه محلی یعنی جنبه های خرد بر خورد میکند.دراین تقابل خود(هویت فردی)وجوامع ملی از یک سو با بشریت به عنوان یک کل و نظام جهانی جوامع از سوی دیگر رو در رو قرار مگیرند.

         آنتونی گیدنز جهانی شدن را چنین تعریف میکند:جهانی شدن به معنای گسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان است.در یک نظام جهانی جنبه های متعددی از زندگی مردم از سازمان ها و شبکه های اجتماعی تاثیر میپدیزند که هزاران کیلومتر از آن دور تر هستند. درین وضعیت جهان را باید به عنوان یک نظام واحد قلمداد کرد.

         هاروی معتقد است که :جهانی شدن همان تراکم زمان و مکان است،بدین معنی که هر اتفاقی  در هر گوشه و کنار جهان به سرعت به اطلاع همگان میرسد وعملا زمان ومکان معنای خود را ازدست داده است.

 

آغاز جهانی شدن

 

اینکه جهانی شدن دقیقا از چه تاریخی شروع شده بستگی به دیگاه افراد دارد . به عنوان مثال محمد حسین رفیعی شروع روند را به 3000 سال پیش و دوره اسکندر مقدونی و فراعنه مصرمربوط میداند.

برخی دیگر شروع جهانی شدن را پیدایش ادیانی میدانند که داعیه جهانی شدن داشتند.

سن سیمون یکی از جامعه شناسان کلاسیک صنعتی شدن را عامل جهانی شدن میداند. بدین معنی که او صنعتی شدن عامل پیشبرد رفتار های مشابه درون فرهنگ های متفاوت میدانست.تسریع چنین امری به نوعی انترناسیونالیزم میرسد که فلسفه ای جهانی و مبتنی بر انسانیت دارد.

دورکیم میگوید: جوامع از نظر ساختاری با یگر تفاوت دارند ولی باصنعتی شدن نهاد های مانند دولت تضعیف میشوند چرا دولت ها تنگ نظرو متعصب هستند.در نهایت صنعتی شدن تهدات جمعی را از بین میبرد و موجب کاهش اهمیت مرز ها میشود.

 

         وبر یکی از علما دیگر بحث عقلانیت را مطرح نموده وجود آن در تمام فرهنگ ها اشاره میکند.

         مارکس صریحا به جهانی شدن اشاره میکند :مارکس به این عقیده است که به قدرت رسیدن پرولتاریا استثمار فرد از فرد از بین میرود ودر نتیجه استثمار ملل هم از بین میرود.

         مارتین آلبرو جهانی شدن را با ملی شدن مقایسه میکند. بنظر او جهانی شدن جریانی است که طی آن اقتصاد،فرهنگ وسیاست وعاملان آن جهانی میشوند.درین جریان یک افق جهانی در ورای مرز های فروریخته تشکیل میشوند،وبه یمن شبکه های جهانی و دسترسی آسان و ارزان به محصولات تحول عظیمی در ساختار قدرت بوجود میآید و خرده گفتمان های جدید نشو و نما میابند . این روند موجب تولید شرایط جدیدی میشوند :ازبینرفتن مرز ها،سرزمین ها(Detritorization) و مکان زدایی(Delocation)، و جهانی شدن اقتصاد و اقتصادی شدن جهان و سرمایه ای شدن اقتصاد و جهانی شدن رفتار های اجتماعی.

 

 

ابعاد جهانی شدن

 

         صاحب نظران به جهانی شدن در سه عرصه ذیل توجه دارند.

         جهانی شدن اقتصاد

         جهانی شدن سیاست

         جهانی شدن فرهنگ

قابل ذکر است که هر سه عرصه فوق مفاهیم کاملا مجزا از یکدیگر نیستند ودر یک جامعه ارتباط کاملا منطیقی بین آنها وجود دارد.

 

جهانی شدن اقتصاد

 

         جهانی شدن اقتصاد :جهانی شدن اقتصاد مهمترین جنبه جهانی شدن میباشد چرا که جهانی شدن اقتصاد تا حد زیادی صورت گرفته  واکثر موافقت ها و مخالفت ها با بحث جهانی شدن درین جنبه مطرح است.مهمترین نمونه جهانی شدن اقتصادی حضور شرکت های چندین ملیتی است که فیصدی قابل ملاحظ از تولید و تجارت جهانی را بخود اختصاص داده اند.تعداد این شرکت هااز حدود 3000 در اوایل دهه 1990 به بیش از 200000 شرکت در حال حاضر رسیده است. جمع فروش 350 شرکت غول پیکر رقمی در حدود یک سوم تولید نت خالص ملی کشور های پیشرفته میباشد.یک چهارم سرمایه دنیا و سه چهارم سرمایگذاری مستقیم خارجی در جهان متعلق به 300 شرکت بزرگ است.

         جهانی شدن امور مالی کاملا محسوس است. دراواخر دهه 1990 همه روزه حدود 1.5 تریلیون دالر از طریق مبادلات ارزی جا بجا مشد یعنی چیزی در حدود یک ملیارد دالر در هر دقیقه.

 

جهانی شدن وغیر جهانی شدن
Globalization and non Globalization

 

         اقتصاد های بسته و اقتصاد های کوچک: یک کشور اگر حد اقل یکی از مشخصات دیل را داشته باشد میتواند بسته باشد(طوریکه در هیچ جا تمام این پنج مشخصه صدق نمیکند).

         حد اوسط موانع بدون تعرفه مساوی به 40% یا بیشتر باشد که 40% تجارت را تحت پوشش بگیرد.

         نرخ های تعرفه بصورت اوسط 40% یا بیشتر باشد.

         نرخ تبادله بازار سیاه به اندازه 20% یا بیشتر نسبت به نرخ رسمی کم ارزش گردد.

         سیستم اقتصاد سوسیلیستی در کشور حاکم باشد.

         حالت انحصار بالای صادرات بیش از حد موجود باشد.

جهانی شدن و رشددر راستای پیشرفت و انکشاف اقتصادی کشور ها:شواهد تجربی

 

         انکشاف سریعتر کشور های روبانکشاف باز  نسبت به اقتصاد های بسته  در نتیجه جهانی شدن اقتصاد.

         نزدیک شدن اقتصاد های روبانکشاف با کشور های پیشرفته.

 

 

جهانی شدن و کاهش فقر

 

         رشد سریع عاید سرانه در کشورهای روبانکشاف باز

         کاهش فقر در دهه های اخیر در کشور های روبانکشاف باز

 

رشد اقتصادی باعث بهتر شدن سطح طبقه فقیر میشود

 

         آزادی در تجارت بین المللی انکشاف اقتصادی را سریع میسازد.

         تجربه رشد اقتصادی اقتصاد های روبانکشاف باز از 2.9%سالانه در سال های 1970 به 3.5 در سالهای1980 و 5%در سالهای 1190

         رشد پایین کشورهای ثروتمند در طی سالهای 1970-1990 بطور اوسط از 3.3% به 0.8%    در سالهای 1980 و به 1.4% در سالهای 1990

 

 

مارکیت های تبادله اسعار خارجی و نرخ تبادله

 

         1- مارکیت های تبادله اسعارخارجی ونرخ های تبادله

مارکیت تبادله اسعارخارجی عبارت از مارکیتی است که درآن اشخاص انفرادی ،تصدی ها و بانکها اسعار خارجی را خرید و فروش میکنند.

مارکیت تبادله اسعار خارجی  هر یک ازاسعارخارجی مثلا دالر ایالات متحده که در تمام موقعیت (مانند لندن ،پاریس، فرانکفورت، زوریخ، سنگاپور،هانگ کونگ ، توکیو، نیویارک)را شامل میباشدکه در مقابل اسعار خارجی دیگرخرید وفروش میگردد.

این مراکز مختلف پولی بشکل الکترونیکی ویابصورت ارتباط ثابت باهم در ارتباط اند ازین رو آنها یک مارکیت بین المللی تبادله اسعار خارجی را تشکیل داده اند.

 

 

وظایف مارکیت های تبادله اسعار خارجی

 

1-انتقال وجوه ویاقدرت خرید:وظیفه اساسی و عمده مارکیت های تبادله اسعار خارجی عبارت از انتقال وجوه ویا قدرت خرید از یک کشوریاازیک پول به دیگری میباشد.معمولا این عمل بصورت انتقال الکترونیکی انجام شده وبصورت بسیار زیاد از طریق انترنیت صورت میپذیرد.

توسط این دوطریق یک بانک داخلی برای بانک مربوطه خود در مرکز پولی خارجی هدایت میدهد تا یک مبلغ معین اسعار محلی را به یک شخص ،یک تصدی ویا یک حساب بانکی تحویل بدهد.

اما چرا افراد،تصدیهاوبانکها میخواهندتایک سعرملی رابه اسعار خارجی تبدیل نمایند.دلایل فراوان دارد که مهمترین آنهاازنظرتقاضاکنندگان عبارت اند از

الف:سیاحت

ب :واردات

ج :سرمایگذاری

 

عرضه کنندگان اسعار خارجی که اسعارخارجی را از منابع مختلف بدست مآورند جهت فروش به بازارعرضه مینمایند. این منابع عبارت از:

1-از بابت مصارف سیاحان

2-از بابت عواید صادرات

3-از بابت عواید سرمایگذاری خارجی

که درین جا  بانک های تجارتی نقش بسیار برازنده ای را دارا میباشند.

 

2- وظیفه تسهلات کریدیت :یکی دیگر از وظایف مارکیت های تبادله اسعار خارجی عبارت از وظیفه کریدیت نمودن است.

طوریکه کریدیت معمولا زمانی ضرورت است که اجناس در ترانزیت قرار داشته باشند تا به خریدار وفت لازم بدهد که اجناس را  فروخته وبعدا پول آن را تادیه نماید.اکثرا صادر کنندگان مدت 90 روز به واردکنندگان وقت میدهند تا پول را به حساب با شان جمع آوری نمایند.

 

         3-سفته بازی یا احتکار :یکی دیگر از وظایف مارکیت های تبادله اسعار عبارت از احتکاراسعار میباشد یعنی خرید به امید فروش به قیمت بلند تر میباشد.

 

  (Vehicle currency)پول ناقل

 

         پول ناقل(vehicle currency):پول ناقل به آن پولی اطلاق میشود که نه تنها منحیث یک واحد شمارش ،وسیله تبادله و منبع ارزش برای معاملات داخلی مورد استفاده قرار گیرد بلکه برای انجام معاملات بین المللی رسمی و شخصی نیز مورد استفاده قرار گیرد.ما نند دالر و یورو که هم منحیث پول در داخل کشورهای مربوطه شان مورد استفاده قرار میگیرند، و در پهلوی آن بمنظور انجام تبادلات بین المللی مورد استفاده قرار میگیرند.

 

نرخها تبادله اسعار خارجی

 

         درین بخش اولا نرخهای تبادله را مشخص ساخته ونشان میدهیم که این نرخها چگونه نظر به یک سیستم تبادله انعطاف پذیر تعین میگردد و بعدا توضیح خواهیم داد که نرخ های تبادله چکونه توسط اربیتراج در میان مرکز مختلف پولی  مساوی گردیده است .

         بلاخره رابطه بین نرخ تبادله و بیلانس تادیات یک کشور را نشان خواهیم داد.

 

تعادل در نرخ تبادله اسعار خارجی

 

         فرضیه:بمنظور ساده ساختن موضوع فرض میکنیم که تنها  در جهان دو کشور وجود دارد که اسعار داخلی آنها دالر واسعار خارجی آنها پوند  استرلنگ میباشد.

         نرخ تبادله:نرخ تبادله بین دالروپوند استرلنگ مساوی به  تعداد دالر های مورد ضرورت جهت خریداری یک پوند میباشد R=$/£        .

بطور مثال اگر R=$/£=2          پس این بدین معنی است که بری خرید  یک پوند به دو دالر نیاز است.

 

 

         نرخ تبادلهمتغیر:(Flexible) تحت سیستم نرخ تبادله متغیر(Flexible)که امروز در جهان مروج است قیمت دالری یک پوند مانند قیمت سایر اجناس با تقاطع خطوط عرضه و تقتاضامارکیت  تعین میگردد.

درصورت نرخ تبادله بلند ,مقدار عرضه شده پوند افزایش یافته ولی مقدار تقاضا شده  پوند راکاهش  میدهد. وقیمت دوباره قیمت قبلی یعنی 2 باز میگردد.

 

نرخ تبادله ثابت

 

         سیستم نرخ تبادله ثابت: تحت سیستم نرخ تبادله ثابت قیمت تبادله اسعار خارجی در برابر یک دیگر ثابت بوده و قانون عرضه وتقاضا در ینجاکاربرد ندارد.این سیستم الی مارچ 1973 رایج بود. درینصورت هر دو محدودیت بالای تقاضا پول خارجی بالا اتباع کشور تحمیل میشود و یا بانک مرکزی کشور مورد نظر مجبور خواهد بود تا تقاضا بیشتر را برای پول خارجی را در پهلوی خدمات بین المللی خود بر آورده سازد.

         نزولی بودن خط تقاضا بیانگر این است که در صورت قیمت پایین مقدار تقاضا به پول خارجی بیشتر است. یعنی اینکه چون سرمایگذاری و واردات از کشور مورد نظر ارزانتر تمام میشود.سبب تغییر خط تقاضا به طرف بالا میشود.